محمد خزائلى
17
شرح بوستان ( فارسى )
در دوران بنى اميه و بنى عباس ، عدهيى عقلا مجنوننما شدند و گفتارها و كردارهايى داشتند كه بعنوان ظرايف و لطايف در همهء كتب ادب عربى و فارسى از خود اثر بجاى گذاشته و بهلول در زمرهء آنان بشمار است . صوفيان كه در هر كار مبناى عامىپسند براى خود ابداع كرده بودند ، در شيوهء بيانى به تركيب كلمات موجز و تمثيلات و حكايات پرداختند و مخصوصا شرح حال مشايخ و بيان گفتارهاى حكيمانهء ايشان را مطمح نظر قرار دادند ، چنان كه رسالهء ابو القاسم قشيرى و كشف المحجوب هجويرى و نور العلوم ابو الحسن خرقانى و اسرار التوحيد محمد بن منور و تذكرة الاولياى شيخ فريد الدين عطار و كتاب مفصل و مشبع « حلية الاولياء » ابو نعيم اصفهانى از اين نوع است . در قرن ششم ، ابو الفرج ، معروف به ابن الجوزى از اينگونه كتاب فراوان دارد كه كتاب الازكياء و كتاب حكايات الصالحين و كتاب فضائل - السودان از جملهء آنهاست . در خاتمت مقال ، يادآورى اين نكته لازم است كه سرايندهء بوستان ، هم از جهت انتخاب نوع حكايات و هم از جهت انتخاب طريق ، در بيان وقايع داستان بر ديگران بسى فضيلت دارد . از قصهيى كوتاه پندهايى فراوان و پرارج بدر ميآورد و بر يك شاخه ، گلهاى رنگارنگ بثمر مىرساند . سعدى با طبقات مختلف اجتماع و با نژادهاى گوناگون و دارندگان زبانها و انديشههاى متنوع ، همنشين يا همسفر بوده است . بارگاه پرعظمت شاهان را ديده و در خانقاه راهب گوشهنشين هم رحل اقامت افكنده است ، اى بسا كه در زير قباى اطلس خرقهء درويشان يافته و در زير خرقهء صوفيان ريائى هزاران نيرنگ و سالوس و زرق و ناموس ديده است و بر خلاف مرتاضان هند يا راهبان مسيحيت كه يكسره مردم را به ترك دنيا و تنآسانى و سبكجانى دعوت مىكنند شاعر گرانقدر شيراز ، با ندايى رسا ، به همهء اهل صفا از هر فرقه و طريقت كه باشند ، آواز درداده است : طريقت بجز خدمت خلق نيست * به تسبيح و سجاده و دلق نيست با آنكه گوناگونى انديشهها و رنگها و زبانها در ديگران اعتقاد به اختلاف طبقاتى را برمىانگيزد ، در چشم جهانبين و طبع انسانپسند سعدى ، احساس نوعدوستى و انسانخواهى بوجود آورده است و جهان را در حكم يك پيكر ديده و گفته است : بنى آدم اعضاى يك پيكرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند